تبليغاتX
خاطرات علی سعادت
نفرستید جمعه سوم مهر 1388 2:28

نفرستید . جان مادرتان نفرستید این ایمیل های تبلیغاتی را توی این اینباکس بدبخت که از دیروز تا الان 32 تا ایمیل باز نشده دارد. بعد هم که باز می کنی می بینی یارو هرچه دم دستش داشته دی وی دی کرده و فرستاده ! از آموزش آلمانی در خواب! تا حفظ حافظ در یک روز !
آخر شما به چه فکر می کنید که مثلا عکس سینه برجسته خانم  جولیا رابرتز را مناسب دی وی دی کردن می بینید یا سریالهای آبکی تلویزیون ایران را ! به هرچه می پرستید من نه آرایش لبنانی و خلیجی به دردم می خورد نه شینیون های فانتزی . باور کنید موهایم کوتاه کوتاه است نیاز به آموزش مسائل زناشویی هم ندارم .... فال هفته هم نمی خواهم فعلا سرنوشتمان را تا یک دهه آقایان پیشاپیش رقم زده اند طوری که نیازی به فال نباشد !
راه های جذب همسر به زندگی هم احتیاج ندارم چون همسری که با این راه ها باید جذب زندگی شود می خواهم 70 سال سیاه  نشود ! نه سریال
lost  را احتیاج دارم و نه جدیدترین خبر از زندگی خصوصی برادپیت و نه شیرینی پزی به سبک خانم ها ساناز و سانیا ....

نفرستید . جان مادرتان این ایمیل های تبلیغاتی را نفرستید!

نوشته شده توسط علی سعادت  | لینک ثابت |

رفتن یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 6:59

در این مملکت حتی اگر نگاه کنی دیگر نمی بینی.فکر کنم باید به چشمهای خود نیز شک کرد.

پلاتین پاهایش را می خواست در آورد آمد خانه ما وبچه را گذاشت پیش مهشید.به خدا اگر این بچه نبود آیفون را نمی زدم.رضا آنقدر با بچه حرف می زند که بچه هم با صداهای نامفهوم جوابش را می دهد.ته چهره اش به خان جون شباهت دارد.درست همان زمانهایی که از خاطرات کودکی هایش می گفت.از شلوغ بازی دختران عهد رضا خان وموهای بلندی که اجباری بود.از شوهردادنش در سن دوازده سالگی به خان عمو که ده سال از خودش بزرگتر بود.از چینش سفره عقدی که قبل از نشستن پای آن در حال لی لی بازی کردن با دخترها بود.از حوادث سیاسی آن روزهای ایران.وهمه چیز.

سرنوشت ما این شده که همه می گویند برو جوانی ات را بکن.بعد برو دنبال کار وزن وزندگی.حالا این جوانی چی چی هست یکی بیاید تفسیر کند.به قول مرتضی در سنی که همه دوستان ما در حال جوانی کردن با دوست دخترهایشان بودند ما توی باشگاه می زدیم توی پک وپوز هم.یا اتاق را تاریک می کردیم وزیر نور شمع نویسندگی تمرین می کردیم.خاطرات خوبی که از آهنگ حفظ کردن هایم با دوست آمریکایی ایرانی ام زوبین داشتم آهنگ they don’t really care about us که صدها بار از رو خواندم تا توانستم با آن قیافه بگیرم.زمانی که خودم آهنگ های متالیکا را تمرین می کردم ودر مهمانی رفقا که اسمش را پارتی گذاشته بودیم می زدم چقدر حال می کردم هادی میاید وبه سحر خبر می دهد.همه چیز را هم خبر می داد حتی حشیش کشیدن دوستان درجه یکمان در مسجد در شب های محرم.درست همان زمانی که ما درحال شستن استکان های مسجد بودیم ومعصومه طالبی وساناز غضنفری استکان های زنانه را می آوردند لب پنجره وما بجای گرفتن سینی دستهای آنها را دردست می گرفتیم. روزهایی که ناظم مدرسه مچ مرا در حال بالا رفتن از میله پرچم مدرسه یا از دیوارهای پشت مدرسه می گرفت وداد می زد یکی مارادونا روول کنه غضنفرو بچسبه. وهر چیزی که جای دست گرفتن داشت از آن بالا می رفتیم حتی درخت توت خانه همسایه .

گاهی که مردم کنار خیابان را می بینم که مثلا دارند با نوازندگی فلوت وسه تار پول در می آورند وپولی هم ندارم که به آنها بدهم خجالت می کشم.به همین دلیل بهترین جاهای زندگی ام همان کوههای خلوت بود.زمانی که می رسی به قله ودور از تمام تصویرهای زشت زندگی شهری وبه قول دوستی دور از روزمرگی ها دراز می کشی وچرت می زنی .یا زمانی که در باد شدید قله درست زیر یک یال بلند چادر می زنی که شب مانی کنی درست است که دستت یا بهتر بگویم زورت به سرنوشت وآسمان نمی رسد ولی همیشه ایده های خوبی به تو الهام می شود برای زندگیت وبرای آینده ات.شاید در یکی از همین الهام ها بود که تصمیم گرفتم برای همیشه بروم.امسال هم که زمان رفتم شده چقدر دیر می گذرد وچقدر من منتظر پایان سال وعیدی پاداش وبلیط رفتن ودل کندن از تمام لحظه های ایرانی بودنم هستم.هم صعودهای قدیمی من حتی خبری از من ندارند که کجا هستم وچه می کنم.خدا نکند آدم خنثی باشد چون می شود خود سیب زمینی .دوستان از دلیل رفتنم می پرسند ومن از آنها دلیل یا دلخوشی برای ماندن می خواهم.در شرایطی که شب هایی را گذرانده ام که به نان شب هم محتاج شده ام اما از هدفم دست نکشیده ام.در شرایطی که هربار دلم خواسته بمانم بی مهری ها واتفاقاتی افتاده که مرا از ماندن منصرف کرده است.در شرایطی که می باید این شعر را مدام تکرار کنم:

به یاد آرزوهایی که می میرند

سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد

نوشته شده توسط علی سعادت  | لینک ثابت |

یک کیلو عشق سه شنبه ششم مرداد 1388 22:38


تا ساعت سه  صبح بیدار بودیم.کلی بحث سیاسی به یاد روزهای قدیم کردیم وبه قول سحر که جمله معروف چرچیل را می گفت سخت ترین کار دنیا محکوم کردن یک احمق است.یادی از آتاری خانه خان عمو کردیم وبازی قارچ خور که سحر در آن استاد بود وهواپیمای آتاری که من در آن استاد بودم.از کارتون فوتبالیست ها گفتیم که این هفته توپ را شوت می کرد هفته بعد می رفت توی گل.مهشید صبح دانشگاه داشت ورفت خوابید ومن ماندم وسحر وبچه ای که هر دوساعت شیر می خورد.او هم عمدا روبروی من بچه را شیر می داد وحرکاتی می کرد که جلب نگاه من به .... شود.خیلی سعی کرد از وبلاگم حرف بزنم ولی من مدام موضوع عوض کردم تا خودش در مورد آن حرف زد.اوایل وبلاگم مخاطبان زیادی داشت وخیلی ها نظر می دادند ولی حالا که مخاطب خاص دارد یکی دوتا از دوستان مطالبم را می خوانند والبته سوژه اصلی.نمی شود که من مدام بنویسم وکسی کامنت ندهد ویا مجبور باشم نصف کامنت ها را سانسور کنم.

از دست دادن عشق مثل یک خوره آدم رادر تمام عمر می خورد.تمام خاطرات ولحظه های شاد با هم بودن عذاب می شود برای آدم.به حرمت غرورم است که سکوت کرده ام.وگرنه کلی حرف داشتم که بزنم.اول باید از روزهای دور بگویم.درست روزی بود که داشتم زنبیل خرید کبری خانم همسایه پشتی مان را که معروف به کبری سیاه بود از سر کوچه می آوردم که متوجه غوغای توی کوچه شدم.دود شدید وآتش دو طبقه خانه مان را فرا گرفته بود .عمو آلمان بود وماموریت .پدر هم یک ساعت بعد از تخریب خانه آمد.خانه بدون حیاط دو برادر با خاک یکسان شد وهمانجا بود که صدای خرد شدن پدر را شنیدم.گریه های زن عمو ومامان وبعد هم بستری شدن زن عمو ودوا ودرمانی که تا سالها ادامه پیدا کرد.همان هفته رفتیم خانه خان عمو بزرگ خاندان وخان جون مادر بزرگ همیشه زنده ام.خان عمو نصف باغ را داد به ما.کلی هم اتاق قاجاری در آن بود که من برای خودم اتاق شخصی داشته باشم.چهار تا کوچه دورتربود. اسباب هایی که خیس خالی شده بودند ولی سالم مانده بودند را گلچین کردیم وآوردیم توی خانه جدید.یک ماه بعد در همان خانه بود که جلوی چشم پگاه وترانه وروناک از طناب بالا می رفتم وصبحها جهنمی طناب می زدم.همه چیزم ایندو مدل طناب بود.اوج ورزشکاری ام.

همان زمان عشق را یاد گرفتیم وفهمیدیم ماشین ها باید جلوی خانم ها ترمز کنند وسوار وند بدون هیچ برخوردی بروند با هم آب میوه بخورند وشطرنج بازی کنند وبعد آقا بدون هیچ خلافی خانم را پیاده می کند توی خیابان نزدیک خانه شان ومی رود.فهمیدیم چقدر جامعه خوبی داریم که مردها برای کمک به خانم هایی که توی خیابان منتظر ماشینند حتی با هم تصادف می کنند.فهمیدیم ویدئو بخاطر این قدغن است که برفک ندارد وپوشش های نامناسب را یاد دختر های محل می دهد.فهمیدیم پسرهای محل را می برند جنگ وهر روز توی مسجد دخترها مربا وخوراکی برایشان درست می کنند.چند تایی نامه برای رزمنده ها می نوشتیم وخوشحال بودیم که آنها آن را خواهند خواندو عکسهای جبهه را برایمان خواهند فرستاد.فهمیدیم محمد دیوانه را بخاطر این نبردند جبهه که دیوانه است.اما چقدر بنده خدا بی آزار بود.

ما تابوهای رفتاری تو هم مثل ویدئو می ماند .آن موقع خیلی بد تلقی می شد ولی حالا عادی شده.به قول دوستی مشمول روزمرگی شده.مثل فیلمهایی که شب تا صبح خانه یکی از رفقا که خالی می شد می رفتیم تماشا.مثل کمک آقاها به خانم ها ورساندنشان.مثل تمشک چیدن ها در جاده قائمشهر سوادکوه وروستاهای اطراف زیرآب وسرخکلا. یاد کنجکاوی های کودکی بخیر که چقدر قورباغه وکبوتر وگنجشک را تشریح کرد وبه کام مرگ فرستاد.یاد سوزاندن مورچه ها با ذره بین بخیر که خان عمو داد می زد خدا خشکتان می کند.یاد شکافتن صدف حلزون ها بخیر که.....

از آن روزها فقط یک روز پررنگ در ذهنم مانده.همان دفعه ای که با گروه ما آمدی ارفع کوه دوآب وباران سیل آسایی گرفت ومثل موش آب کشیده می لرزیدی.آن موقع ها پانچو نداشتیم بدهم بپوشی.تب کردی وجملات شاعرانه می گفتی. می گفتی هرچه به خدا نزدیک تر شویم دوستانمان کم وکمتر می شوند.چقدر وقت تورا دوستانت پر می کردند وچقدر من تنها بودم.صدها بار گروه های مختلف را بردم کوه ولی دوستی که بشود اورا دوست واقعی نامید پیدا نکردم.آلوچه حالا آمریکاست که اومرا دوست خوبش می داند.هفته قبل ساعت 2 شب زنگ زد ویادآوری کردم آنها ده ساعت از ما عقب ترند.خندید وگفت: ده ساعت عقب تریم ولی صد سال جلوتر. یادم هست او از تاریکی انباری نمی ترسد وبا من می آمد اکتشاف.شبی که مریض بودی کشیک داد تا دفتر خاطراتت را بدزدم.از ارتفاع پاگرد پنجره نمی ترسیدم .ار انباری هم نمی ترسیدم ولی حالا جالب است که از خودم هم وحشت دارم.جایی امن تر از صفحات وب نبود.شوهرت هفته قبل مرا در خیابان دید ویک ساعت گریه کرد ودرددل.از روزهایی که عشق مرده بوده وهیچ لذتی از شبهای با تو بودن نداشته.از التماس کردن به تو برای برگشتن از قهر وخانه دوستانت تا منت کشی برای آمدن به رختخواب. وتو که ظالم وبی عاطفه وشاید اشباع شده بودی.روی ریل قطار که در نوشابه ها را صاف می کردی وبا پسرها شقله بازی می کردی تا امروز که مردم را قبول نداری وهر چه بگویند مردم بد قضاوت می کنند نمی فهمی.به قول فیلم مالنا صدای مردم صدای خداست.جذام حنجره ام شده که همه بگویند از تو نگویم.

لطفا بفرمایید یک کیلو عشق.وقتی نمی دانستم روزهای جمعه اگر کوه نروم چکار باید بکنم می زدم زیر گریه.در اتاقم می نشستم وترانه های فروغی وزمستان اخوان خلوتم را پر می کرد.کاش روزی برسد که امروزمان مال خودمان باشد نه مال بچه هایمان ونه مال نسلهای بعد.من نمی ترسم که گربه سیاه ماهی مان را ببلعد.می ترسم عادت کند تمام ماهیهای همسایه ها را هم بخورد.مرا متهم به سکوت نکنید در این شرایط.

فقط کافی بود با من باشی واگر لازم بود با همه.شاید با همه بودی وبا من نبودی.هر شب می آیی وسط خوابهایم،با همان تیپ بچگی ها ومی بینمت.حالا هم که زل زده ای به وب کم ومی دانی دارم نگاهت می کنم.فردا هم که بوقهای ماشین های پشت سری وکناری می دوند لای موهایت وتا می روی خرید یا ولگردی نگاهها می دوند زیر مانتوی جدیدت.دیگر از روزهایی که چتر رانگه می داشتم روی سرت ویکطرف بدنم خیس می شد خبری نیست.درست در خانه می فهمیدی برای اینکه خیس نشوی یکطرف من خیس وسنگین شده.اما امروز تف های سربالا هم دیگر به صورت خودمان برنمی گردد.چون از پشت دارند هلمان می دهند به مسیری که مثل گوسفند باید برویم.همین.

نوشته شده توسط علی سعادت  | لینک ثابت |

فروش دی وی دی هایم دوشنبه پانزدهم تیر 1388 15:33

دوستان زیادی اخیرا برای تهیه مجموعه رمان ها وکتاب های آموزش زبان من تماس گرفته اند که بالاخره به وعده ام وفا کردم ولیست کتابها را برای فروش می گذارم.بدیهی است نوشتن کامل اسامی کتابها برایم ممکن نیست ولی تا حدودی کتابهای مهم را می نویسم.فقط در صورت ممکن برای در خواست هم در وبلاگم کامنت بگذارید ویا به ایمیلم آدرس دقیق خودرا با فونت مورد قبول یاهو ارسال نمایید یا شماره تماس خود را بگذارید که من آدرس را از شما بپرسم.کامنت را هم که می دانید باید خصوصی بگذارید.یاد آوری کنم تمام مجموعه های زیر به زبان انگلیسی می باشد ومن کتاب فارسی ندارم.

 

مجموعه رمان های عاشقانه  پاولو کوییلو،آگاتا کریستی،استفان کینگ،پنی جوردن،تام کلنسی،جان گریشام،جفری آرچر،جیمز پاترسون، دن براون،رابین کوک،سندرا فیلد،سوزان الیزابت،سوزان اندرسون،سوزان فاستر،سیدنی شلدون،کارلوس کاستاندا ،آرتور سی کلارک ،هری پاتر  122 mb

ومجموعه بی نظیر رمان های موسسه هارلیکوین  که پرفروش ترین رمان های عاشقانه دنیا می باشد به زبان انگلیسی وبا فرمت pdf وحجم 396 mb

مجموعه کتابهای روان شناسی اثر برایان تریسی،آنتونی رابینز،دیل کارنگی 214 mb

داستانهای صوتی انگلیسی به حجم 6.90 gig

آموزش مکالمه مجموعه  doctrine 2003 8.96 gig-

مجموعه آموزش زبان voa English    با حجم 541 mb

کتابهای آیلتس با حجم 1.65 gig:

Cracking Toefl  listening       audio

IELTS   borrons           audio

IELTS   CAMBRIDGE                   audio

IELTS   essay      audio+pdf

IELTS Practice Tests Plus                         audio+pdf

IELTS Preparation and Practice                        audio+pdf

IELTS Secrets            audio+pdf

IELTS to Success        audio+pdf

Insight Into  IELTS           audio+pdf

London (Oxford Bookworms Factfiles Level 1)        audio+pdf

Newspaper Chase (Penguin Readers Level 1)      audio+pdf

Prepare for IELTS          audio+pdf

SPEAK ENGLISH LIKE AMERICAN         audio+pdf

Specimen Materials for All         audio+pdf

Strategies for Study      audio+pdf

Tactics for listening developing       audio

toefel  barons                            audio

pdf booooooooks:5 gig

 

Dictionary of American Slang and Colloquial Expressions

english phrasal verbs - THE ULTIMATE PHRASAL VERB BOOK

McGraw-Hill's Dictionary of American Idoms and Phrasal Verbs

NTC's American Idioms Dictionary

Phrasal verbs

 (English Course  Advanced - Vocabulary In Context, Phrasal Verbs

Dictionary Cambridge English Grammar - Check Your Vocabulary for IELTS

2 Dictionary Cambridge English Grammar IELTS

400 Must-have Words for the TOEFL

504 words

2500 Keywords to Get You Hired

American Idioms Dictionary

Boost Your Vocabulary 3

The Oxford Dictionary of New Words

the oxford thesaurus - an a-z dictionary of synonyms

Vocabulary 1400

WEBSTER  Essential vocabulary

Word Formation In English

WordList  IELTS

Check Your Vocabulary for IELTS

185 Toefl   Writing -Topics And Model Essays

Essay Topic

Answers to all TOEFL Essay Questions

IELTS INTENSIVE WRITING

Research and Writing Skills

Technical  writing made easier- B. SPuiDa

Write Better Essays in 20 minute

Writing Skills

Advanced English C_A_E  Grammar Practice

basic English Usage [Oxford]

BETTY AZAR GRAMMAR plus 'FUN with GRAMMAR' (by Suzanne W. Woodward)

Cambridge Advanced Grammar in Use [2nd edition.2005] (Martin Hewings)

Cambridge English  advanced grammar in use

English Grammar - A University Course

English Grammar - Check Your Vocabulary For  Ielts

English Grammar - IELTS 2002 Handbook

English Grammar - Revision For  Ielts Speaking Test

Grammar_Essentials_3e

L._Rozakis_--_English Grammar for the Utterly Confused

Verb  tense book

TOEFL Exam Essentials

Really Learn 100 Phrasal Verbs

Common  idioms

Common  slangs

 

 101 Helpful Hints for IELTS

185 Toefl_Writing

202 useful exercises for IELTS

Laugh and Learn - 95 Ways to Use Humor for More Effective Teaching and traning

Answers to all TOEFL Essay Questions

Barrons  -How to Prepare for TOEFL Essay

Cambridge - English Vocabulary in Use – Elem

Cambridge - English Vocabulary in Use - Pre-int

Cambridge - English Vocabulary in Use - Upp_Adv

Cambridge - English Vocabulary in Use - upper intermediate & advanced

Cambridge IELTS Course

Career Press - Business Letters for Busy People - Time Saving, Ready-to-Use Letter for Any   Occasion

Check Your Vocabulary for IELTS Examination

Dalzell Vice Slang

Easier English Student Dictionary

English for computer users

IELTS_Handbook

Jossey-Bass - English Brainstormers - Ready-to-Use Games and Activities that Make Language Skills Fun to Learn

New Cambridge Advanced English

Nexus Students Book

Objective IELTS

Practical English Usage

Reading1996-2003

Reason_Skills_2e

Successful Writing

Swearing in English

the art of kissing

The A-Z of Correct English Common Errors in English

The oxford dictionary of modern quotations

The_Evelyn_Wood_7_Day_Speed_Reading_Program

TOEFL Exam Success

برای تهیه مجموعه فوق دوستان عزیز مبلغ 7000 تومان به حساب شماره 0306860717009 ویا شماره کارت شتاب

6037991096491794  بنام علی سعادت واریز فرموده آدرس دقیق پستی خود شامل کد پستی را به ایمیل من ارسال نمایند. saadat3500@yahoo.com

 

 

 

نوشته شده توسط علی سعادت  | لینک ثابت |